تنهاترین تنها |
هر کس که خوب مرا درک می کند / یک روز آرامگاه مرا ترک می کند. |
عشق یعنی یک تمنا یک نیاز زمزمه از عاشقی با سوز و ساز عشق یعنی چشم خیس مست او زیرباران دست تو در دست او عشق یعنی ملتهب از یک نگاه غرق درگلبوسه تا وقت پگاه عشق یعنی عطرخجلت...شورعشق گرمی دست تو در آغوش عشق عشق یعنی"بی توهرگز"...پس بمان تاسحر ازعاشقی بااوبخوان عشق یعنی هرچه داری نیم کن ازبرایش قلب خود تقدیم کن +نوشته شده درچهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 1:1 توسط آشنای تنها | عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست زرد است که لبريز حقايق شده است تلخ است که با درد موافق شده است شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي پاييز بهاري است که عاشق شده است در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان . قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد و پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ . كنار چوبه ي دار ا ز من خواستند تا اخرين خواسته ام را بگويم و ومن گفتم : به تو بگويند ... دوستت دارم +نوشته شده درچهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 1:0 توسط آشنای تنها |
من از تجربه های تلخ آموختم که هیچ شاخه ای از هیچ ساقه ای جدا نیست و هیچ ساقه ای از هیچ برگی راضی نیست...برگ از درخت دلخوره پاییز بهانه ای بیش نیست...پرنده همیشه بر درخت ثابت نیست...اما تو بی حاصل به خاک ایمان آوردی؟...میشه مثل یه قطره اشک منو از چشمهات بندازی...ولی من نمی تونم جلوی اشکم رو که از رفتن تو سرازیر شده بگیرم...ببین ..من یه دل دارم که کارش منت کشیدنه....تو مقصر نیستی خودم خواستم کنار آرزوهات اردو بزنم +نوشته شده درچهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 0:56 توسط آشنای تنها | ما رو از نظراتون دریغ نکونین +نوشته شده درشنبه 10 شهریور1386ساعت 20:56 توسط آشنای تنها به این میگن پرسپولیس دیدین که چیکار گرد بابا ایول ۳-۰ یعنی مرگ ابومسلم منتظر قهرمانی پرسپولیس هستیم. +نوشته شده درشنبه 10 شهریور1386ساعت 20:50 توسط آشنای تنها راستی قهرمانی تیم ملی والیبال نوجوانان کشور رو به شماها تبریک می گم امیدوارم فوتبال هم یاد بگیره +نوشته شده درشنبه 10 شهریور1386ساعت 20:48 توسط آشنای تنها هدی ـ شقایق و یه عاشق عزیز از نظراتون ممنون +نوشته شده درشنبه 10 شهریور1386ساعت 20:43 توسط آشنای تنها مانده ام در کوچه های بی کسی / سنگ قبرم را نمی سازد کسی +نوشته شده درشنبه 10 شهریور1386ساعت 20:41 توسط آشنای تنها | زندگی استاد بی معرفتیست اول امتحان می گیرد بعد درس می دهد. امروز همین فرداییست که دیروز نگرانش بودیم. عشقها می میرند و رنگها رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که می مانند.
+نوشته شده درشنبه 10 شهریور1386ساعت 20:39 توسط آشنای تنها | دلبرم دل به تو دادم که برام ناز کنی دل ندادم که بری جگر پزی باز کنی
جدیدترین جمله عاشقانه: به اندازه یه باک پر بنزین دوست دارم
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم فکر نکن یاد تو بودم کار نداشتم ول می گشتم +نوشته شده درشنبه 10 شهریور1386ساعت 20:32 توسط آشنای تنها | تورا و مرا بی من و تو به بن بست خلوتی بن؟ +نوشته شده درشنبه 10 شهریور1386ساعت 20:27 توسط آشنای تنها اکنون از اوج تنهایی خویش که چون غریبی من مبهم معناییست پناه غربت غمناک دستهایی باش که دردناکترین ساقههای تنهاییست
+نوشته شده دردوشنبه 5 شهریور1386ساعت 1:3 توسط آشنای تنها |
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری/شکسته قلب من پس به عهد خود وفا کن# زغم کسی هلاکم/که ز من خبر ندارد/عجب از محبت من/ که در او اثر ندارد گل فرستادي مرا.اي خوشتر از گل روي تو/ گل نباشد در لطافت.چون بهشتي خوي تو/ جز دلي رنجور و غير از نيمه جاني دردمند/ من چه دارم؟ تا به جاي گل فرستم سوي تو مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم چند تا دوسم داري ؟ همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم... ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی !!! میدونی چرا ؟چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که میشناسم ... دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟ ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ... تو هم یکی هستی ... وسعت عشق من به تو هم یکیه ... پس اینو بدون از الان و تا همیشه : یکی دوست دارم +نوشته شده دردوشنبه 5 شهریور1386ساعت 0:54 توسط آشنای تنها | سلام سلام صدتا سلام . از دریای پر موج مهربون و حسین عزیز و shadowlwsstree عزیز ممنونم که به فکر من بودن واقعا لطف کردین مرسی
+نوشته شده دردوشنبه 5 شهریور1386ساعت 0:3 توسط آشنای تنها |
# نگو بار گران بودیمو رفتیم. نگو نامهربون بودیمو رفتیم. آخه اینها دلیل محکمی نیست. بگو با دیگران بودیمو رفتیم.# # زندگی 2 چیز به من آموخت: آرزوی مرگ و مرگ آرزو.# # کسی که الفبا رو اختراع کرد یه اشتباه خیلی خیلی بزرگ کرد وآن این بود که: میون # هر وقت تونستی برف رو سیاه کنی....پر کلاغ رو سفید کنی....آتش رو بوس کنی....توی آب نفس عمیق بکشی....اون موقس که من می تونم فراموشت کنم.# # گفت:به من بگو چقدردوستم داری؟ / گفتم تورابه بلندی کوهها،پهنای دشتها،عمق دریاها و به زیبایی گلها دوست دارم/تورابه اندازۀ تمام وجودت دوست دارم/زیراهیچ کس را بدین سان دوست نداشته ام! / با حسرت سری جنباند و گفت: متأسفم از اینکه نمی توانم حرفایت را باور کنم! زیرا قلب کوچک تحمّل،عشق بزرگ تورا ندارد!# # غروب شد،خورشید رفت،آفتابگردان به دنبال خورشید می گشت. ناگهان ستاره چشمک زد، آفتابگردان سرش را پایین انداخت!...... گلها هرگزخیانت نمی کنن.# # هیچ وقت به خودت مغرور نشو ...... برگها همیشه وقتی می ریزن که فکر می کنن طلا شدن.# # کاش در دنیا 3 چیز نبود...1.عشق 2.غرور3.دروغ.... آن وقت انسان مجبورنبود به خاطر عشق، از روی غرور، دروغ بگویید.# # یه دختر نابینایی تو این دنیا نامرد زندگی می کرد. این دختر یه دوست پسری داشت که عاشق اون بود. دختره همیشه می گفت اگه من چشمامو داشتم وبینا بودم همیشه با اون می موندم. یه روزی یکی پیدا شد که به اون دختر چشماشو بده. وقتی که دختره بینا شد، دید که دوست پسرش نابیناست. بهش گفت من دیگه تورو نمی خوام برو. پسر با ناراحتی رفت و یه لبخند تلخ بهش زد و گفت:مراقب چشای من باش.# # ازش پرسیدم چقدر دوستم داری؟گفت: به اندازۀ جوهر خودکارم. "گفتم:خیلی نامردی چون جوهر خودکارت یه روز تموم می شه. لبخند زد و گفت:خودکار من اصلا جوهر ندارد.# # روزی که دلم پیش دلت بود گرو/ دستان مرا سخت فشردی که نرو/روزی که دلت به دیگری مایل شد/ کفشای مرا جفت نمودی که برو.# +نوشته شده درجمعه 2 شهریور1386ساعت 23:46 توسط آشنای تنها |
در جواني غصه خوردم هيچ کس يادم نکرد****در قفس ماندم ولي صياد آزادم نکرد****آتش عشقت چنان از زندگي سيرم کرد ****آرزوي مرگ کردم مرگ هم يادم نکرد +نوشته شده درپنجشنبه 1 شهریور1386ساعت 0:58 توسط آشنای تنها | الهام عزیز و جوجو جان ممنون از نظراتون
+نوشته شده درپنجشنبه 1 شهریور1386ساعت 0:53 توسط آشنای تنها | آه اگر آزادی سرودی می خواند +نوشته شده درپنجشنبه 1 شهریور1386ساعت 0:51 توسط آشنای تنها | |
سلام من مصطفی 20 ساله بچه سلماس دیپلم الکتروتکنیک - فعلا بیکار پشت کنکوری 2/3 ساله همه اصرار دارن برو خدمت ولی من قبول نمی کنم و اعلام می کنم تا تبصره ای برای معافیت من نیاد من نمیرم 2 سال سربازی هیچ بهانه ای هم برای نرفتن ندارم چون هر سالی که می گذره می گم برا سال آینده کنکور می خونم ولی کو عقل فریخته حال درس خوندن ندارم بدون هیچ گونه پیشرفتی روزها رو می گذرونم و با چند دوست بیکارتر از خودم که همشون یا دیپلمن یا لیسانس بیکار بی آر می گردیم و منتظر فردای روشن همیشه تاریک هستیم الووووووووووووووو کسی اصلا این خوزاحوالات منو می خونه اگه می خونی ول معطلی برو نظر بده این چرندیاتو نخون مغزت می پوکه مرسی بای mail:lovelorn750@yahoo.com آرشيو وبلاگ ID:lovelorn750 نوشته هاي پيشين شهریور 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 گلخونه طراح قالب |